سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

347

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

عمده را ايفا كرد . اين موضوع از حديث ديگرى كه شيخ صدوق در كتاب اعتقادات از حضرت امام صادق ( ع ) نقل مىكند كاملا روشن مىشود . در اين حديث امام مىفرمايد : « با مردم ( يعنى با دشمنان ) به ظاهر بياميزيد ولى در باطن مخالفت ايشان كنيد مادام كه حكمرانى بازيچهء كودكان است . » ( 41 ) به مناسبتى ديگر وقتى كه زكريا بن صديق در حضور امام ششم اسامى امامان را مىبرد تا به نام محمد باقر ( ع ) مىرسد ، امام بلافاصله سخن او را قطع مىكند و مىگويد : « همان براى تو كافى است خداوند سخن تو را تصديق و قلب تو را هدايت كرده است . » ( 42 ) از بررسى اين احاديث مىتوان معنى واقعى تقيه را چنين نتيجه گرفت كه تقيه ، آن چنان كه بعضى تصور مىكنند ، سخن دروغ و يا گفتار باطل نيست بلكه به معنى حفظ دين راستين و پيروان آن از شرّ دشمنان با پنهان نمودن آن عقايد بوده است در شرايطى كه ترس از كشته شدن ، دستگير شدن ، بدام افتادن و يا دشنام خوردن وجود دارد . نكتهء مهم ديگرى كه در اينجا بايد به اختصار آن را بحث كنيم اين است كه احاديث بسيارى را ، بخصوص در قديمترين مجموعه حديث شيعه ، كافى ، مىتوان يافت كه در آن امامان به عنوان انسانهاى خارق العاده توصيف شده‌اند . منشأ اين احاديث چيست و تا چه حد امامان ، خود در اين توصيف‌ها مسئولند ؟ اين احاديث همچون ديگر احاديث شيعه ، به روايت از يكى از ائمه و در اين حالت عمدتا از امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) نقل مىشوند . ولى آيا اين امامان واقعا نويسندگان اين احاديثى هستند كه در آن ويژگى خارق العاده را براى ائمه توصيف مىكند ؟ نخستين مطلبى را كه در اين رابطه بايد بدان توجه نمود اين است كه در زمانى كه امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) در مدينه مىزيستند بيشتر پيروانشان در كوفه زندگى مىكردند و همين حقيقت ما را به مسأله‌اى حساس رهنمون مىسازد . كوفه براى مدت زمانى طولانى مركز تفكّرات و فعاليّت‌هاى غلات بوده است . عبد الله بن سبا ( 43 ) ، كه تاريخ غلات به دو برمىگردد ، چه آن كه شخصيتى واقعى و يا افسانه‌اى باشد ، در هر حال ، نام السبائيه ، ( 44 ) اغلب براى توصيف غلات